پنجشنبه ۱۱ تیر۱۳۹۴

زنده باد بلاگفا

خوشبختانه به وبلاگ بی رمق من آسیبی نرسید.

نوشته شده توسط علی سلطانی در 23:53 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ۱۴ مهر۱۳۹۲

کارگاه نگارش در تهران

 به زودی کارگاه مقاله نویسی و پژوهش نویسی (مقاله علمی-پژوهشی و پایان نامه) در تهران برگزار خواهم کرد.

موسسه بهاران خرد و اندیشه

تماس ۱۰ صبح تا ۳ بعد از ظهر : ۸۸۸۰۳۶۶۸


برچسب‌ها: نگارش دانشگاهی
نوشته شده توسط علی سلطانی در 23:50 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ۲۰ مرداد۱۳۹۲

بچه‌های طلاق و مقولات ایدئولوژیک

مقوله‌بندی، چه ویژگی بنیادین ذهن بشر باشد چه کارکرد خود زبان، موضوعی است که کمتر به آن پرداخته شده است. مقوله بندی عبارت است از طبقه بندی کردن واقعیت بیرونی به گروهها و دسته ها. واقعیت بیرونی، خارج از چارچوب زبان، امری یکپارچه و بی شکل است و به همین دلیل تقریباً برای بشر غیرقابل فهم. مثلاً بلندی های روی زمین پیوستاری است میان ارتفاع یک یا دو میلی متری قابل رویت با چشم غیر مسلح تا بلندترین قله ی جهان، اورست. ذهن لازم است این پیوستار را به چند قطعه - بلندی، تپه، کوه، قله، کوهستان - تقسیم کند تا بتواند آن را بفهمد. رنگها نیز اینگونه اند: هیچ مرزی میان طیف رنگ از سفید تا سیاه وجود ندارد. مرز نارنجی و قرمز کجاست؟ مرز سبز و زرد کجاست؟ به همین دلیل است که نامگذاری رنگها در زبانهای مختلف متفاوت است. در حقیقت، این زبان است که با قطعه قطعه کردن واقعیت بیرونی، تصوری از فهم را در اختیار بشر میگذارد؛ تصوری که فاصله اش با خود واقعیت بسیار زیاد است. اما اثر این مقوله بندی ها صرفاً نسبیت در فهم نیست، بلکه کارکردی ایدولوژیک دارد.


برچسب‌ها: تحلیل گفتمان
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی سلطانی در 14:17 |  لینک ثابت   • 

شنبه ۱۹ مرداد۱۳۹۲

فیس بوک

فیس بوک باعث شده است که وبلاگ خوانی و وبلاگ نویسی از حق خودش محروم بشود.
نوشته شده توسط علی سلطانی در 18:2 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه ۲۷ تیر۱۳۹۲

ژورنال تحلیل گفتمان انتقادی


به مناسب دهمین سال انتشار ژورنال تحلیل گفتمان انتقادی، برگزیده ای از ده سال انتشار این ژورنال به صورت رایگان در دسترس قرار گرفته است. لطفا به این لینک مراجعه کنید.


نوشته شده توسط علی سلطانی در 20:10 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ۳۰ اردیبهشت۱۳۹۲

بازنمایی خرده فرهنگ جوان در ادبیات داستانی فیلم و رسانه های دیگر

CALL FOR PAPERS

Teenage Kicks: The Representation of Youth Subcultures in Fiction,
Film and Other Media
Keele University, 11-13 July 2013

DEADLINE EXTENDED TO 24th May 2013

Speakers include:

Alan Fletcher (author of Quadrophenia, and The Mod Crop Trilogy)
Don Letts (director of The Punk Rock Movie, The Clash: Westway to the
World, and Subculture)
Alex Wheatle (author of Brixton Rock, East of Acre Lane, and The Dirty South)
Professor Scott Wilson (author of Great Satan's Rage: American
negativity and rap/metal in the age of supercapitalism)

Conference Website: http://www.keele-conferencemanagement.com/teen2013.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی سلطانی در 16:35 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ۳۰ اردیبهشت۱۳۹۲

کنفرانس ارتباطات سیاسی

IPSA-RC22 “International Conference on Political Communication”

Call for papers

12th and 13th September, 2013

Granada, Spain

Call for papers

We are pleased to announce the call for papers for the forthcoming
International Conference of Political Communication organised by the
Research Committee for Political Communication (RC22) of the
International Political Science Association (IPSA) with the support of
the Department of Political Science and Public Administration, the
Faculty of Political Science and Sociology, and the University of
Granada (Spain), and the Spanish Association of Political Science and
Public Administration (AECPA), under the tittle of “Political
Communication in times of crisis”. The conference will be hosted by
THE UNIVERSITY OF GRANADA IN THE CITY OF GRANADA(*), SPAIN.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی سلطانی در 16:28 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه ۱۹ اردیبهشت۱۳۹۲

نگارش دانشگاهی

کتاب  اصول و روش نگارش دانشگاهی را که دانشگاه مفید چاپ کرده و متاسفانه جز داخل دانشگاه در جایی توزیع نکرده بود الان در نمایشگاه در غرفه دانشگاه مفید موجود است.
برچسب‌ها: نگارش دانشگاهی
نوشته شده توسط علی سلطانی در 16:33 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ۱ اردیبهشت۱۳۹۲

داریوش آشوری

"چنان که می‌دانید، در «خاورمیانه» به کار بردنِ همه‌گونه اسلحه و تَـَرَکانه (موادِ انفجاری) آموزش داده می‌شود، اما چه گونه خواندن و فهمیدن و سخن گفتن نه. در حقیقت، در این منطقه از جهان واژه‌ها هم به صورتِ تـَرَکانه به کار برده می‌شوند. تروریسمِ زبانی هم، در جوارِ انواعِ دیگرِ تروریسم‌، از جمله هنرهایي ست که در این بخش از جهان بیش از همه‌جا پرورش داده می‌شود."

بخشی از سخنان داریوش آشوری در مصحابه ای پیرامون "گفتمان".

http://ashouri.malakut.org/2013/03/post_77.html


برچسب‌ها: تحلیل گفتمان
نوشته شده توسط علی سلطانی در 10:11 |  لینک ثابت   • 

شنبه ۱۷ فروردین۱۳۹۲

هیچ!

گاهی از این که زبانشناسی و به خصوص تحلیل گفتمان خوندم خیلی خوشحالم. گاهی فکر میکنم باید می رفتم فلسفه میخوندم. گاهی هم هیچ!
نوشته شده توسط علی سلطانی در 19:31 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ۱۲ فروردین۱۳۹۲

لحظه ی ناب امیلی

نقد زیبایی امیلی Amilie را از اینجا بخوانید.

http://c-g-jung.blogspot.com/2007/04/blog-post.html

البته با فیلترشکن

 

 


برچسب‌ها: تحلیل فیلم
نوشته شده توسط علی سلطانی در 19:56 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه ۱ فروردین۱۳۹۲

بارون شمال

از شب دوشنبه که وارد آمل شدیم بارون می بارید و تا شب بعدش همینطور ادامه داشت. نمی دونید خوابیدن همراه با یک شب کامل موسیقی شرشر بارون از ناودونها و ریزش نم نم اش بر شیرونی حلبی چه حالی داد. منو برد سالهای دور کودکی. حضور بارون در اینجا نرم و طولانی است نه ناگهانی و خشن و طوفانی مثل بارون قم یا تهرون. نوروزتان بارونی باد.
نوشته شده توسط علی سلطانی در 18:53 |  لینک ثابت   • 

شنبه ۲۶ اسفند۱۳۹۱

نمونه ی یک مقاله روایی narrative essay

پیرزنی از آسمان

 

خانه‌مان وسط باغ مستطیلی بزرگی در روستایی کوچک میان شالیزارهاست. یک ضلع کوچک این مستطیل از غرب به خیابانی ختم می‌شود که از وسط روستا در امتداد رودی کوچک کشیده شده است و ضلع کوچک دیگر این مستطیل از شرق به مزارع وسیع شالی‌کاری. در اردیبهشت ماه، شالیزار به کرت‌های مربع و مستطیل تقسیم می‌شود، و بعد از این که نشاهای شالی در آنها کاشته شد، آن ها را پر از آب می‌کنند. در این هنگام، این کرت‌های پرآب مانند قطعات بزرگ آیینه می‌شوند و عکس آسمان آبی و ابرهای سفید در آنها منظره‌ای استثنایی به وجود می‌آورد. دوران کودکی، اغلب بر کنده درخت زبان گنجشکی میان باغ می‌نشستم و به این قطعات آیینه و عکس آسمان در آن خیره می‌شدم و ابرهای سفید را در ذهنم به شکل فیل، اسب، گوسفندهای کوچک و گاه صورت پیرمردی با ریش و موهای سفید تجسم می‌کردم.

اما آن روز متفاوت بود.....


برچسب‌ها: فن نویسندگی, مقاله نویسی, مقاله روایی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی سلطانی در 16:23 |  لینک ثابت   • 

جمعه ۱۱ اسفند۱۳۹۱

باز هم نژادپرستی

در خصوص رفتار نژادپرستانه ی ایرانیها با همسایگان و به ویژه با افغانها، نیما در مقاله ای با نام «دوگانه ی خودباختگی-خودشیفتگی» از قول فرج سرکوی می گوید: «شکست‌های نظامیِ ایران از اقوامِ آسیایی دور و نزدیک – از جمله افغان‌ها – علتِ وجود چنین احساسی‌ست. در واقع، سازوکار دفاع روانی، در برابر حقارت‌هایی ناشی از شکست در جهانِ واقعی، ما را به سمتِ نخوتی ظالمانه و به لحاظ روانشناختی “جبرانی” سوق می‌دهد.»

برای خواندن متن کامل این مقاله به سایت فیلتر شده ی زیر مراجعه کنید:

http://tehranreview.net/articles/11979#.USyY2VR5aQE

و برای یادداشت فرج سرکوهی به آدرس فیلتر شده ی زیر:

http://www.bbc.co.uk/blogs/persian/viewpoints/2012/07/post-203.html


برچسب‌ها: نژادپرستی
نوشته شده توسط علی سلطانی در 12:53 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه ۲۶ بهمن۱۳۹۱

سومین هم اندیشی زبانشناسی و مطالعات میان رشته ای

سومین هم اندیشی زبانشناسی و مطالعات میان رشته ای آبان سال آینده در دانشگاه الزهرا برگزار می شود. اگر مقاله ی تحلیل گفتمانی دارید می توانید تا پایان فروردین ۹۲ ارسال کنید.

http://www.lsi.ir/News/news.asp?id=169

 


برچسب‌ها: تحلیل گفتمان, تحلیل فیلم, تحلیل نشانه شناسی
نوشته شده توسط علی سلطانی در 8:11 |  لینک ثابت   • 

جمعه ۱۳ بهمن۱۳۹۱

تگفا و رمان سیاسی

اگر به کاربست تحلیل گفتمان انتقادی به روش فرکلاف به رمان سیاسی علاقمندید مقاله زیر را بخوانید: تحلیل گفتمان انتقادی رمان دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست داشت
برچسب‌ها: تحلیل گفتمان انتقادی, تحلیل رمان
نوشته شده توسط علی سلطانی در 11:52 |  لینک ثابت   • 

شنبه ۳۰ دی۱۳۹۱

مطلبی از دکتر زیباکلام در مورد رفتار نژادپرستانه ما با افغانها

بايد بر دستان مهاجرين افغاني در ايران بوسه زد

نژادپرستي ايراني؟

هفته نامه آسمان 16 ارديبهشت 1391

هيچ لغتي كامل تر و جامع تر از لغت « نژادپرستي » بيان كننده رفتار ما ايراني ها درقبال افغاني ها نيست. البته اصطلاحات، الفاظ و لغات ديگري هم مي توان براي توصيف رفتار ما، ظرف سه دهه گذشته در قبال افغاني هايي كه از بد سرنوشت و حادثه به ايران پناه آورده اند، به كار گرفت. « مغرضانه»، « ناقض اصول اوليه حقوق بشر» ،غير اسلامي ، غيراخلاقي، مغاير با قانون اساسي ج.ا.ا، خجالت آور، مغايربا اصول و كنوانسيون هاي بين المللي درمورد حقوق پناهندگان و ساير اصطلاحات مشابه و هم رديف. اما هيچ كدام آنها به درستي و كامل بودن نژادپرستي و تبعيض نژادي نيست.

ادامه مطلب:


برچسب‌ها: نژادپرستی
نوشته شده توسط علی سلطانی در 10:22 |  لینک ثابت   • 

شنبه ۳۰ دی۱۳۹۱

مطلبی کوتاه در مورد نژادپرستی، سفارت افغانستان و ایران از بهار محمدی

اوتوپرتره‌ی بنیادگرایی

نمونه‌ای از نمایشِ بنیادگرایی (نمایش به معنای دُبوری‌اش: جهان‌بینی‌ای که عینیت یافته) در خیابان پاکستان تهران اتفاق می‌افتد. در آنجا می‌توان به خوبی شاهد اذهان و نگرش‌هایی بود که ترجمان مادی یافته و به عینیت درآمده است. آرایه‌ی اصلی نمایش، سفارت افعانستان است و جمعیت عظیمی از افغان‌هایی که با لباس‌هایی متفاوت ـ و خاص کشورشان ـ با بچه‌های متعدد صف بسته‌اند، اما نوبت را هم رعایت نمی‌کنند و از هم جلو می‌زنند. صفی انباشته به شکل‌های نامنظم و مختلف، ایستاده، نشسته بر لب جوی آب، کنار خیابان، بچه‌هایی آویزان از در و دیوار و یا در وسط خیابان که راه ماشین‌ها را هم سد کرده‌اند، جمعیتی که با پلیسی باتوم به دست کنترل می‌شوند. 

ادامه مطلب



برچسب‌ها: نژادپرستی
نوشته شده توسط علی سلطانی در 10:14 |  لینک ثابت   • 

جمعه ۲۹ دی۱۳۹۱

می دونم ربطی به تحلیل گفتمان نداره

من و میرزای شیرازی: توصیه­ای بر اساس یک تجربه­ی شخصی

سید علی اصغر سلطانی

من اگر در دوران میرزا شیرازی می­زیستم، قطعاً ناامیدش می­کردم. صبحانه می­خوردم، نهار می­خوردم، شام می­خوردم تا بعد کامی از او بگیرم. (سوء تفاهم نشه، منظورم شیخ نیست). در حقیقت، نمی­دانستم اگر او نبود، بعد از هر وعده غذا چه باید می­کردم. آنقدر با زندگی روزانه­ام  عجین شده بود که بخش قابل توجهی از حیات روزمره­ام را پر می­کرد و تصور نبودنش، نوعی احساس خلاء در من ایجاد می­کرد؛ احساسی که هرگز دوست نمی­داشتم. اما، من در این احساس تنها نبودم. همین دیروز از یکی از دوستان­ام پرسیدم: «چرا رهایش نمیکنی؟» و در جواب گفت: «اگر نکشم چه باید بکنم؟» در واقع، در کنار ضعف اراده، و وابستگی شیمیایی، این احساس خلاء نقش مهمی در ناتوانی برای ترک سیگار دارد.

اگر مدتهاست که سیگار می­کشید، دیگر برای فکر کردن به این که چه عاملی باعث شروع سیگار کشیدن شما شد، دیر شده است؛ باید بدانید چه عاملی باعث ادامه­اش شده است. سیگار کشیدن نه تنها معلول ضعف اراده است، بلکه خود علت سستی اراده نیز هست. فکر نمی­کنم کسی باشد که واقعاً در اعماق دلش نخواهد سیگار را ترک کند. همه می­خواهند اما در ناخودآگاه­شان این جمله را مرتباً تکرار می­کنند:  «نه، نمی­توانم ترکش کنم.» بعد، همین «نتوانستنِ» ناخودآگاه، بدون این که بدانید در کارهای دیگر زندگی­تان نیز تاثیر منفی می­گذارد. حد اقل در مورد خودم که این طور بود: کتاب «اصول و روش نگارش دانشگاهی» را که می­توانستم طی یک سال بنویسم، چهار سال طول کشید؛ ترجمه­ی کتاب «نظریه و روش در تحلیل گفتمان» را نیمه­کاره رها کردم؛ و کلی طرح­های تحقیقی دیگرم در نطفه با دود سیگار خفه شدند.

اگر شما نیز مثل من سال­های سال در تردید رها کردن یا نکردن هستید، همان راهی را امتحان کنید که من رفتم. در اوایل آذر 1390، روز اول اردیبهشت 1391 را برای خودم مشخص کردم. بعد در طی این پنج ماه به تدریج به خودم قبولاندم که من اول اردیبهشت سیگار را برای همیشه و واقعاً برای همیشه ترک خواهم کرد؛ بی تردید. عجله­ای نداشتم چون حدود پنج ماه فرصت داشتم تا شک را به یقین تبدیل کنم. اگر تردید دارید، هرگز این کار را نکنید چون ترک کردن برای مدت کوتاه باعث می­شود با شدت بیشتری به سویش برگردید و این باعث ضعف بیشتر اراده­تان در مقابل سیگار می­شود. از همان ابتدا زمان طولانی­تری را برای ترک سیگار مشخص کنید ولی در عوض به خودتان بباورانید که می­توانید در آن روز خاص این کار را بکنید. این روز خاص می­تواند روز اول سال، روز تولد خودتان، یا روز تولد عزیزی باشد. برای من، آبان، ماه تولید دختر بزرگم و اردیبهشت، ماه تولد دخترم کوچکم بود. برای این که شکتان به یقین تبدیل شود، هم در دوره­ی تصمیم­گیری و هم وقتی واقعاً سیگار را در موعد مقرر ترک کردید به همه­ی دوستان و آشنایان اعلام کنید که سیگار را برای همیشه ترک کرده­اید. مطئن باشید این باعث تقویت اراده­تان خواهد شد.

وقتی به زمان مقرر نزدیک شدید، فکری به حال وابستگی شیمیایی­تان بکنید. تردیدی نیست که بخشی از اعتیاد به سیگار، اعتیاد مغز به نیکوتین حاصل از سوختن تنباکوست که از طریق ریه وارد خون و مغز می­شود. اگرچه ورود مقدار بالای نیکوتین، بین 30 تا 60 میلی گرم، به خون کشنده است، ولی در هر نخ سیگار حدود یک میلی­گرم نیکوتین وجود دارد که سیگاری را به یکباره نمی­کشد؛ او را دچار مرگ تدریجی می­کند. اما، یک ضرب المثل مازندرانی می­گوید: «کِنِسِ بِن رِه کِنِس زَنِّه.» یعنی تنها با چوبی که از درخت ازگیل باشد می­توان درخت ازگیل را قطع کرد. راه مقابله با نیکوتین نیز، خود نیکوتین است. پس رفتم سراغ چسب­های نیکوتین­دار. بسته به این که چند نخ سیگار در روز می­کشید می­توانید از چسب­های نیکوتین­دار روی بازو استفاده کنید که به تدریج نیکوتین وارد بدنتان می­کند. در روزهای اولیه­ی ترک سیگار، که احساس خلاء شدید است، این چسب­ها بهترین کمک هستند.

حال شرایط آماده است: تصمیم قطعی­تان را گرفته­اید و برچسب­ها را خریده­اید. به راحتی در صبح روز مشخص شده برخیزید، چسبی به بازو بزنید و دیگر هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. آنچه باقی می­ماند همان خلاء بعد از صبحانه خوردن است. حال شما دو ابزار برای مقابله با این خلاء در اختیار دارید: چسب نیکوتین دار و مهم تر از همه اراده تان. چون تصمیم قطعی گرفته­اید، حتماً پیروز میدان شمایید نه مقداری تنباکوی پیچیده در کفن. به تدریج که جلو می­روید، راه آسانتر می­شود. این است که ترک کردن را لذت بخش می­کند. سخت­ترین روز، روز اول است. اگر روز اول را به سلامت به پایان ببرید دیگر ناخودآگاه شما مرتباً به شما خواهد گفت «یک روز تونستم، باز هم می­تونم.» قطعاً در روزهای اول، هوس سیگار کشیدن با فواصلی نزدیکتر به سراغتان خواهد آمد، ولی هر چه جلوتر بروید این فواصل کمتر و کمتر خواهند شد. امروز که حدود نه ماه است که نکشیده­ام شاید هفته­ای یکبار آن هم برای یکی دو ثانیه به «یاد» سیگار بیفتم، نه این که هوس کشیدن کنم چون سیگار کشیدن را در دوره­ی تصمیم­گیری واقعاً از تخیلم پاک کردم.

شنیده بودم آدم­ها دو دسته­اند: آنهایی که صبح­ها فعالند و آنهایی که عصرها. نمی­دانم درست است یا نه ولی می­دانم علت شب بیدار ماندن­ام و صبح بی­حال بودن­ام تا نزدیکی­های ظهر، سیگار بود. این روزها بسیار شادابترم. شبها به راحتی و زود می­خوابم و صبح­ها سر حال و زودتر از همه از خواب بیدار می­شوم و برای بقیه نان سنگک خاشخاشی داغ می­خرم. حالا میرزای شیرازی اگر می­تواند دوباره فتوای تحریم تنباکو بدهد.

    


برچسب‌ها: فن نویسندگی, مقاله اقناعی, ترک سیگار
نوشته شده توسط علی سلطانی در 19:19 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه ۲۸ دی۱۳۹۱

نژادپرستی ما ایرانیها

هر چند قبلاً هم به این مسئله خیلی فکر کرده بودم، ولی زمانی برای من جدی شد که مدتی را با آلمانی­ها زندگی کردم. مردم دنیا عموماً دو تصور راجع به آنها دارند: سرد بودن در روابط، نژادپرستی. این که چرا چنین تصوری به وجود آمده است در اینجا برای من مهم نیست. آنچه مهم است این است که تجربه­ی شخصی من کاملاً عکس این را ثابت کرد. آلمانی­ها نه تنها در روابط­شان حتی با غریبه­ها سرد نیستند بلکه بسیار خونگرم هم هستند. مثلاً وقتی به مغازه­ای وارد می­شوید حتماً با لبخندی که حس می­کنید از ته دل است از شما پذیرایی می­شود و اگر تمام اجناس مغازه را به هم بریزید هیچ تغییری در رفتارشان مشاهده نمی­کنید. شاید بگویید این رفتارشان به خاطر مشتری مداری و در نهایت برای کسب در آمد بیشتر است. اما در مواردی غیر از خرید نیز واقعاً چنین است. حتی اگر یک بار با کسی قبلاً برخورد کرده باشید احتمالاً دفعه بعد وقتی شما را می بیند با یک هَلووووووو که با لبخندی تزئیین شده است به سراغتان می­آید.

تصور غلط دوم که بسیار برای من مهمتر بود، نژادپرست بودن آلمانیهاست. شاید یهودی­سوزی و تبلیغات وسیع و مستمری که یهودی­ها به شکل­های مختلف کرده­اند در شکل­گیری این تصور بسیار دخیل باشد. اما وقتی ببینید پسری قدبلند، بور و خوشتیپ با یک دختر کوتاه­قد چینی که به نظر ما ایرانی­ها اصلاً زیبا نیست ازدواج کرده است؛ وقتی ببینید دختری با قد متوسط، خوش اندام و موهای بلند و بور با پسری قدکوتاه از افغانستان ازدواج کرده است؛ وقتی ببینید سیاه­پوستانی، نه از آن سیاه­پوست­های خوشتیب دورگه­ی آمریکایی، نه ویل اسمیت یا بیانسه، بلکه از آنهایی که مثل ذغال سیاهند، دست در دست دختری سفیدپوست در خیابان راه می­روند؛ تمامی سقف سنگین تصورات­تان ناگهان بر سرتان آوار می­شود.

در چنین شرایطی اولین فکری که به ذهن­تان خطور می­کند، مقایسه­ی رفتار و نگاه خودتان و هموطنان­تان با چنین کسانی است. مسیر خانه­ام در قم از کوچه­ای می­گذرد که در ابتدای آن محل سکونت بسیاری از خارجی­ها و عموماً آفریقایی­های است که برای تحصیل علوم اسلامی به قم آمده­اند. نمی­توانید حدس بزنید که راننده­های تاکسی به این کوچه چه نامی داده اند. کوچه­ سیاها. حتی برخی از راننده­ها این افراد را سوار هم نمی­کنند.

رفتار ما با افغانی­ها حتی وحشت­ناکتر است. بسیاری از افغانی­هایی که در قم هستند در اینجا به دنیا آمده­اند، لهجه­شان عین ماست؛ رفتارشان، دین­شان عین ماست؛ اصلاً نمی­توان درک کرد چرا با این افراد مثل سیاه پوست­ها رفتار می­شود. کاری به سیاست­های دولت در قبال این افراد ندارم. کاری ندارم که افغانستان تا همین چند سال پیش بخشی از ایران بود. شما در هر کشوری، در سرزمین کفر، پنج سال یا بیشتر اگر زندگی کنید حتما به شما اجازه­ی اقامت و حتی اجازه شهروندی می­دهند. دولت جمهوری اسلامی نمی­دانم به چه توجیهی کسانی را که در اینجا به دنیا آمده­اند و الان شاید سی ساله باشند، نه تنها به عنوان شهروند نمی­پذیرد، بلکه ویزای دائم هم نمی­دهد.

این رفتار نژادپرستانه نه تنها رو به بهبود نیست،  بلکه روز به روز بدتر هم می­شود. مشکلات مختلفی که برای تحصیل افغانی­ها در ایران ایجاد می­شود رو به ازدیاد است. بدتر از همه خبری بود که چند وقت پیش در خصوص ممنوعیت ورود برخی افغانی­ها به بعضی از استان­ها در مطبوعات درج شده بود. غم انگیزتر خبر ممنوعیت ورود آنها به پارکی در اصفهان بود.

می­دانم که در سیاست­های دولت در این خصوص نمی­توان به این راحتی اثر گذاشت. می­دانم به آسانی نمی­توان رفتار اجتماعی و فرهنگی مردم را تغییر داد. اما مخاطبم در این مقاله­ی کوتاه دانشجویان و اساتیدی هستند که تحلیل گفتمان می­کنند. در زمینه­ی نژادپرستی در ایران کارهای اندکی شده است که در اینجا قصد معرفی و مرور آنها را ندارم، اما از سوی ما که به تحلیل گفتمان از هر نوعی مشغولیم متاسفانه کاری انجام نشده است. برای دانشجویانی که در به در دنبال موضوع می گردند، بررسی گفتمانی و انتقادی نژادپرستی در مطبوعات ایران، سینمای ایران، قوانین و مصوبات مجلس، کتاب­های درسی، بخشنامه­های دولتی و در فرهنگ عمومی مردم می­تواند موضوعی بسیار جذاب باشد و گامی هر چند کوچک در راه طولانی رفع نژادپرستی در افکار و کردار ما ایرانی­ها.    


برچسب‌ها: فن نویسندگی, مقاله نویسی, مقاله اقناعی, نژادپرستی
نوشته شده توسط علی سلطانی در 8:23 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر