«دو دختر دانشجو را یادم هست که در کاروان من بودند؛ یکی باحجاب و پوشیده و دیگری کم حجاب. هر دو می‌گفتند تصادفاً اسم نوشتند و اسمشان در آمده بود و خیلی جدی خواهان این سفر نبودند. حس خاصی هم نداشتند. هر قدر به آنها می‌گفتم شما از میان این همه آدم انتخاب شدید، باورشان نمی‌شد. می‌دانید عزیزان! زمان باید بگذرد تا باور کنید. مدتی بعد، وقتی از مدینه وارد مکه شدیم ...