اعمال قدرت در روابط بینافردی (2)

(تکمیل شده پست قبلی)

قدرت نیروی همه-جا-حاضری است که چندان میلی به دیده شدن ندارد. در لحظه لحظه زندگی روزمره مسیر حرکت را و رفتار را برای ما تعیین می کند؛ حتی ناخودآگاه ما را به تسخیر خود در می آورد. در این پست سعی خواهم کرد به شکلی ساده اعمال قدرت در روابط بینافردی و در روابط کلان تر اجتماعی را از نظر سطوح اثرگذاری بررسی و طبقه بندی کنم.

در سطح خرد، یعنی در روابط بینافردی، می توان چهار شیوه ی اعمال قدرت را از هم بازشناخت. یک، عریانترین چهره قدرت در این سطح زمانی ظاهر می شود که با خشونت محض و با زور همراه گردد و بر بدنهای افراد اعمال شود و درد جسمی به همراه دارد. معلمی که فرمانبرداری دانش آموزان را با تنبه بدنی به دست می آورد؛ پدر یا مادری که با کتک زدن فرزند مطیعش می کنند؛ و شوهری که با مشت و لگد همسرش را کنترل می کند؛ همه از نازلترین شیوه اعمال قدرت یعنی زور استفاده می کنند. در این حالت، مفعول قدرت علی رغم میل باطنی خود مجبور به اطاعت می شود، نسبت به اعمال قدرت آگاهی کامل دارد و حضورش را حس می کند، و گاه در برابر آن می ایستد. ویژگی دیگر این شیوه اعمال قدرت این است که فاعل قدرت مجبور می شود هر بار قدرت بیشتری را نسبت به قبل اعمال کند زیرا مفعول روز به روز مقاومت بیشتری از خود نشان می دهد و فرمانبرداری کمتر. از این رو دوام این نوع قدرت زیاد نیست.

دو، در سطحی کمی عمیقتر قدرت به واسطه ی ایجاد محدویت بر فرد تحمیل می شود. تنبه به خاطر عدم فرمانبرداری در این سطح شامل محدویتهایی می شود که باعث می شوند فرد از برخی از امکانات محروم شود. وقتی کودک تان به حرفتان گوش نمی کند و شما مانع از این می شوید که کارتون مورد علاقه اش را تماشا کند؛ یا وقتی که معلمی دانش آموز سرکش را وادار می کند در زنگ تفریح سر کلاس بماند و مشق بنویسد و مانند آن، با نمودهای این نوع اعمال قدرت مواجه هستیم. در این حالت نیز مفعول قدرت از حضورش آگاه است، درد حضور دارد اگر چه نه بر بدن بلکه بر روح، و مفعول قدرت ممکن است تلاش کند در برابر آن ایستادگی کند چون حضورش را احساس می کند و می داند که علی رغم میل باطنی اش بر او تحمیل شده است.

 در مرحله سوم اعمال قدرت شاهد یک تغییر مهم در فردی هستیم که قدرت بر او اعمال می شود: رضایت. در این حالت، فرد می داند که تحت تاثیر قدرت است ولی آگاهانه از آن اطاعت می کند و راضی است. از این رو تلاشی برای مقاومت در برابر آن نمیکند. وقتی فرزندی از پدر یا مادر خود به خاطر احترام به آنها تبعیت می کند یا در هر وضعیت دیگری که فرد خودخواسته به دستورهای کسی گردن می نهد با این نوع شیوه ی اعمال قدرت مواجه هستیم.

اما وقتی فرد از کسی اطاعت می کند اما خود نسبت به حضور قدرت آگاهی ندارد ما شاید با پیچیده ترین شیوه ی اعمال قدرت در روابط فردی مواجه باشیم. در این حالت نه تنها فرد از انجام کاری که می کند رضایت دارد بلکه تصور میکند که خود او از روی اراده شخصی چنین می کند و اعمال کننده ی قدرت نقشی در آن ندارد. این وضعیت را به وفور در زندگی روزمره در روابط زناشوئی و روابط والدین-کودک مشاهده می کنیم.

بنا بر این، به طور خلاصه می توان اعمال قدرت در سطوح بینا فردی را به چهار لایه تقسیم کرد. در اولین لایه، قدرت همراه با زور، خشونت و درد جسمی است، مفعول قدرت کاملا از حضور آن اگاه است و تلاش می کند مقاومت کند. در لایه دوم، از درد جسمی کاسته می شود ولی درد روحی همچنان استمرار دارد و حضور قدرت کمی نرم تر می شود ولی همچنان فرد ناراضی از اعمال قدرت است و در برابرش می ایستد. در لایه سوم، تغییری مهم ایجاد می شود. فرد از حضور قدرت آگاه است ولی رضایت دارد. بنابر این، از درد و مقاومت خبری نیست. اما در لایه آخر فرد دیگر حضور قدرت را حس نمی کند. بنا بر این، تلاشی برای مقاومت در برابر آن نیز نخواهد کرد. این حالت پیچیده ترین و نرم ترین شیوه ی اعمال قدرت است.

رتوریک رسانه ای

اگر باز هم به رتوریک علاقمندید به این پست تو وبلاگ مطالعات فضای مجازی و ارتباطات متعلق به خانم خلقتی هم می تونید مراجعه کنید:

http://cyberstudy.blogfa.com/post-130.aspx

 

بلاغت سیاسی

آقای دکتر فتوحی در وبلاگش، کاروند پارسی، پستهایی درباره بلاغت و بلاغت سیاسی political rhetoric دارند که به نظرم جالبند؛ به ویژه درباره بلاغت سکوت rhetorical silence  و بلاغت سکوت سیاسی.

 بخشی از نوشته اش درباره بلاغت سیاسی:

"بافت سياسي بيش از هر چيز بر گردة كلام سوار است و در يك كلام، سياستمدار بودن به معني سخنوري و ورزيدگي در چالشهاي زباني است. سياستمدار بايد يك زبان‌آور ورزیده و يك سخنور آگاه و نافذ الكلام باشد كه پژواك سخنش دلها را رام یا ناآرام كند و در جهت منافع جمعي برانگيزاند. كلام مقتدرانه، به سياستمدار قدرت تسلط بر فضاي سياسي و انگيزش توده‌ها  و مهارتِ مهار جريانهاي اجتماعي و سياسي را مي‌دهد."

برای دیدن پست مربوط به بلاغت سیاسی برید به آدرس زیر: 

http://www.karsi.blogfa.com/post-46.aspx

و بخش بلاغت:

http://karsi.blogfa.com/cat-13.aspx

 

آخه تو رو چه به سینما رفتن!

آخه کی به تو گفت پاشی بری سینما. اون هم تو قم، که کلان دو سه تا سینما داره و تا دیروز وقتی دست خانمت رو می گرفتی و می رفتی سینما از در که وارد می شدی دستاتون رو از هم جدا می کردند و تو می بردند می نشوندن بین یه سری نوجونا و جوانایی که تا پایان فیلم سروکولت رو پر از پوست تخمه و پاکت خالی پفک و چیپس میکردند. خوبه که اخیرا دیگه می ذارن با خانم و بچه هات کنارهم بشینید.

خلاصه رفتیم فیلم "ملک سلیمان" رو ببینیم. فیلم که شروع شد دیدم نه بابا بد نیست. غار و جادوگر و تصویر برداری عالی و موسیقی اش هم هر چند تقلیدی به نظر می امد ولی باز بد نبود. خوب بعد آقا سلیمان آمد و به اشاره اش پرنده ای بر دستانش نازل شد و اونو نشوند رو شونه بچه ای. باز هم خوشم آمد. دیدم نه بابا این همه که می گفتند این فیلم جلوه های ویژه خوبی داره راست می گن. رو صندلی ام جابجا شدم و گفتم با دقت باید فیلم رو دنبال کنم. اما مگه اتفاقی می افته حالا. ولی خوب باید صبر کرد ولی ........ دیگه خوابم برد. ظاهرا همه فیلم همان دو تا صحنه اولش بود. دیگه شروع کردم به فحش دادن به خود.

ارزوم شد یه فیلم ایرانی ببینم که فیلم نامه و جلوه های ویژه و بازی گری بقیه عناصرش به هم بیاد. کلی زحمت کشیدن جلوه های ویژه از هنک کنگ اوردند تا بزنند فیلم نامه رو تا می تونند خراب کنند. اون دودهای جلوه های ویژه اش هم که ادم رو یاد سریال لاست می انداخت. خلاصه پشیمون برگشتم خونه و گفتم کاش به جای رفتن به سینما و ادای باکلاسا رو در اوردن نشسته بودم یه فیلم متوسط هالیودی دیده بودم.

قدرت در روابط فردی بینافردی و روابط اجتماعی (1)

تصور می کنم اعمال قدرت در روابط بینافردی با اعمال قدرت در روابط کلانتر اجتماعی از نظر سطوح اثرگذاری یکی باشد.

در سطح خرد، یعنی در روابط بینافردی، می توان سه نوع اعمال قدرت را از هم بازشناخت. یک، عریانترین چهره قدرت در این سطح زمانی ظاهر می شود که با خشونت محض و با زور همراه گردد و بر بدنهای افراد اعمال شود و درد جسمی به همراه دارد. معلمی که فرمانبرداری دانش آموزان را با تنبه بدنی به دست می آورد؛ پدر یا مادری که با کتک زدن فرزند مطیعش می کنند؛ و شوهری که با مشت و لگد همسرش را کنترل می کند؛ همه از نازلترین شیوه اعمال قدرت یعنی زور استفاده می کنند. در این حالت، مفعول قدرت علی رغم میل باطنی خود مجبور به اطاعت می شود، نسبت به اعمال قدرت آگاهی کامل دارد و حضورش را حس می کند، و گاه در برابر آن می ایستد. ویژگی دیگر این شیوه اعمال قدرت این است که فاعل قدرت مجبور می شود هر بار قدرت بیشتری را نسبت به قبل اعمال کند زیرا مفعول روز به روز مقاومت بیشتری از خود نشان می دهد و فرمانبرداری کمتر. از این رو دوام این نوع قدرت زیاد نیست.

دو، در سطحی کمی عمیقتر قدرت به واسطه ی ایجاد محدویت بر فرد تحمیل می شود. تنبه به خاطر عدم فرمانبرداری در این سطح شامل محدویتهایی می شود که باعث می شوند فرد از برخی از امکانات محروم شود. وقتی کودکان به حرفتان گوش نمی کند و شما مانع از این می شوید که کارتون مورد علاقه اش را تماشا کند؛ یا وقتی که معلمی دانش آموز سرکش را وادار می کند در زنگ تفریح سر کلاس بماند و مشق بنویسد و مانند ما با نمودهای این نوع اعمال قدرت مواجه هستیم. در این حالت نیز مفعول قدرت از حضورش آگاه است، درد حضور دارد اگر چه نه بر بدن بلکه بر روح، و مفعول قدرت ممکن است تلاش کند در برابر آن ایستادگی کند چون حضورش را احساس می کند و می داند که علی رغم میل باطنی اش بر او تحمیل شده است.

 

هفتمین هم اندیشی نشانه شناسی

خوش به حال اونایی که تهرانند و می تونند شرکت کنند

برنامه هفتمين هم‌انديشي گروه نشانه‌شناسي

«نشانه‌شناسي فضا و مكان»

ادامه نوشته

شرمندگی

دیگه از تنبلی خودم خسته شدم. مدتی است که از خودم چیزی اینجا ننوشتم و هی لینک دادم. البته مشغول نوشتن هستم. خیلی هم تنبل نیستم ها. کتاب مربوط به نگارش دانشگاهی که در یک جلد نوشته شده بود و دربردارنده ی پاراگراف نویسی و مقاله نویسی (عمومی)، غیر از مقالات علمی پژوهشی، بود دو سالی است که آماده شده و در اختیار انتشارات دانشگاه مفیده که خدا می دونه کی می خوان چاپش کنن.

الان هم مشغول تکمیل مباحث مربوط به نگارش علمی و دانشگاهی هستم و قصد دارم سه کتاب مستقل با عنوانهای پاراگراف نویسی، مقاله نویسی، و پژوهش نویسی را تهیه کنم که با نگارش کاملا جدید هست و همراه با توضیحات و مثالهای بسیار بیشتر و تمرینهای زیاد. امیدوارم تا قبل از عید بتونم دو جلدش را آماده کنم. کارگاههای مربوط به مبانی نگارش علمی پژوهشی و دانشگاهی را مدتی است شروع کردم تا مباحث پخته بشه و آماده نگارش که انشاء الله تا پایان بهار سال بعد تمام بشه و بسته سه جلدی "به سوی نگارش دانشگاهی" کامل بشه.

 ولی خوب اینها توجیه کننده ننوشتن من در اینجا نمیشه؛ ننوشتنی که جز خجالت زدگی حرف دیگه درباره اش ندارم؛ خجالت زده از بازدیدکنندگانی که علی رغم این که ماههاست هیچ چیزی به اینجا اضافه نشده باز هم میان سر می زنند و کامنت خصوصی می ذارن. خلاصه، به خودم گفتم به احترام دوستانی که اظهار لطف می کنند یه کاری بکنم. این دفعه می خوام راجع به سطوح اعمال قدرت به زبان نه چندان تخصصی چیزهایی بنویسم. بعداً که خدا می داند که کی خواهد آمد دوست دارم راجع به تفاوتهایی ساختگرایی و پساساختگرایی صحبت کنم.