مطلبی از دکتر زیباکلام در مورد رفتار نژادپرستانه ما با افغانها

بايد بر دستان مهاجرين افغاني در ايران بوسه زد

نژادپرستي ايراني؟

هفته نامه آسمان 16 ارديبهشت 1391

هيچ لغتي كامل تر و جامع تر از لغت « نژادپرستي » بيان كننده رفتار ما ايراني ها درقبال افغاني ها نيست. البته اصطلاحات، الفاظ و لغات ديگري هم مي توان براي توصيف رفتار ما، ظرف سه دهه گذشته در قبال افغاني هايي كه از بد سرنوشت و حادثه به ايران پناه آورده اند، به كار گرفت. « مغرضانه»، « ناقض اصول اوليه حقوق بشر» ،غير اسلامي ، غيراخلاقي، مغاير با قانون اساسي ج.ا.ا، خجالت آور، مغايربا اصول و كنوانسيون هاي بين المللي درمورد حقوق پناهندگان و ساير اصطلاحات مشابه و هم رديف. اما هيچ كدام آنها به درستي و كامل بودن نژادپرستي و تبعيض نژادي نيست.

ادامه مطلب:

نژادپرستی ما ایرانیها

هر چند قبلاً هم به این مسئله خیلی فکر کرده بودم، ولی زمانی برای من جدی شد که مدتی را با آلمانی­ها زندگی کردم. مردم دنیا عموماً دو تصور راجع به آنها دارند: سرد بودن در روابط، نژادپرستی. این که چرا چنین تصوری به وجود آمده است در اینجا برای من مهم نیست. آنچه مهم است این است که تجربه­ی شخصی من کاملاً عکس این را ثابت کرد. آلمانی­ها نه تنها در روابط­شان حتی با غریبه­ها سرد نیستند بلکه بسیار خونگرم هم هستند. مثلاً وقتی به مغازه­ای وارد می­شوید حتماً با لبخندی که حس می­کنید از ته دل است از شما پذیرایی می­شود و اگر تمام اجناس مغازه را به هم بریزید هیچ تغییری در رفتارشان مشاهده نمی­کنید. شاید بگویید این رفتارشان به خاطر مشتری مداری و در نهایت برای کسب در آمد بیشتر است. اما در مواردی غیر از خرید نیز واقعاً چنین است. حتی اگر یک بار با کسی قبلاً برخورد کرده باشید احتمالاً دفعه بعد وقتی شما را می بیند با یک هَلووووووو که با لبخندی تزئیین شده است به سراغتان می­آید.

تصور غلط دوم که بسیار برای من مهمتر بود، نژادپرست بودن آلمانیهاست. شاید یهودی­سوزی و تبلیغات وسیع و مستمری که یهودی­ها به شکل­های مختلف کرده­اند در شکل­گیری این تصور بسیار دخیل باشد. اما وقتی ببینید پسری قدبلند، بور و خوشتیپ با یک دختر کوتاه­قد چینی که به نظر ما ایرانی­ها اصلاً زیبا نیست ازدواج کرده است؛ وقتی ببینید دختری با قد متوسط، خوش اندام و موهای بلند و بور با پسری قدکوتاه از افغانستان ازدواج کرده است؛ وقتی ببینید سیاه­پوستانی، نه از آن سیاه­پوست­های خوشتیب دورگه­ی آمریکایی، نه ویل اسمیت یا بیانسه، بلکه از آنهایی که مثل ذغال سیاهند، دست در دست دختری سفیدپوست در خیابان راه می­روند؛ تمامی سقف سنگین تصورات­تان ناگهان بر سرتان آوار می­شود.

در چنین شرایطی اولین فکری که به ذهن­تان خطور می­کند، مقایسه­ی رفتار و نگاه خودتان و هموطنان­تان با چنین کسانی است. مسیر خانه­ام در قم از کوچه­ای می­گذرد که در ابتدای آن محل سکونت بسیاری از خارجی­ها و عموماً آفریقایی­های است که برای تحصیل علوم اسلامی به قم آمده­اند. نمی­توانید حدس بزنید که راننده­های تاکسی به این کوچه چه نامی داده اند. کوچه­ سیاها. حتی برخی از راننده­ها این افراد را سوار هم نمی­کنند.

رفتار ما با افغانی­ها حتی وحشت­ناکتر است. بسیاری از افغانی­هایی که در قم هستند در اینجا به دنیا آمده­اند، لهجه­شان عین ماست؛ رفتارشان، دین­شان عین ماست؛ اصلاً نمی­توان درک کرد چرا با این افراد مثل سیاه پوست­ها رفتار می­شود. کاری به سیاست­های دولت در قبال این افراد ندارم. کاری ندارم که افغانستان تا همین چند سال پیش بخشی از ایران بود. شما در هر کشوری، در سرزمین کفر، پنج سال یا بیشتر اگر زندگی کنید حتما به شما اجازه­ی اقامت و حتی اجازه شهروندی می­دهند. دولت جمهوری اسلامی نمی­دانم به چه توجیهی کسانی را که در اینجا به دنیا آمده­اند و الان شاید سی ساله باشند، نه تنها به عنوان شهروند نمی­پذیرد، بلکه ویزای دائم هم نمی­دهد.

این رفتار نژادپرستانه نه تنها رو به بهبود نیست،  بلکه روز به روز بدتر هم می­شود. مشکلات مختلفی که برای تحصیل افغانی­ها در ایران ایجاد می­شود رو به ازدیاد است. بدتر از همه خبری بود که چند وقت پیش در خصوص ممنوعیت ورود برخی افغانی­ها به بعضی از استان­ها در مطبوعات درج شده بود. غم انگیزتر خبر ممنوعیت ورود آنها به پارکی در اصفهان بود.

می­دانم که در سیاست­های دولت در این خصوص نمی­توان به این راحتی اثر گذاشت. می­دانم به آسانی نمی­توان رفتار اجتماعی و فرهنگی مردم را تغییر داد. اما مخاطبم در این مقاله­ی کوتاه دانشجویان و اساتیدی هستند که تحلیل گفتمان می­کنند. در زمینه­ی نژادپرستی در ایران کارهای اندکی شده است که در اینجا قصد معرفی و مرور آنها را ندارم، اما از سوی ما که به تحلیل گفتمان از هر نوعی مشغولیم متاسفانه کاری انجام نشده است. برای دانشجویانی که در به در دنبال موضوع می گردند، بررسی گفتمانی و انتقادی نژادپرستی در مطبوعات ایران، سینمای ایران، قوانین و مصوبات مجلس، کتاب­های درسی، بخشنامه­های دولتی و در فرهنگ عمومی مردم می­تواند موضوعی بسیار جذاب باشد و گامی هر چند کوچک در راه طولانی رفع نژادپرستی در افکار و کردار ما ایرانی­ها.    

پارتی سامان مقدم

برای تهیه فایل پی دی اف مقاله "تحلیل گفتمانی فیلمهای سیاسی اجتماعی: نگاهی به پارتی سامان مقدم" به این آدرس مراجعه کنید.

http://www.sid.ir/fa/VEWSSID/J_pdf/74913860901.pdf

 

سینما سینما

یک سال طولانی است که منتظر فرصتی هستم تا برم سراغ "جدایی نادر از سیمین" و "یه حبه قند". حالا وقتشه. میخوام مقابله و مقایسه شون کنم. اگر مطلبی راجع به این دو فیلم جایی دیدید که به درد بخور بود آدرس بدید. ممنون خواهم شد. 

مردسالاری چه نامرئیست

پای تلویزیون بودم. دختر کوچکم، که امسال میرود کلاس ششم، از مدرسه آمد و تا از در وارد شد با ذوق و شوق گفت: «بابا یه معما بگم می­تونی حلش کنی؟» قبل از این که بگم باشه، ادامه داد:

پدر و پسری داشتند با ماشین یه جایی می­رفتند که یه دفه تصادف شد. پدره مرد و پسره را که خیلی زخمی شده بود بردند بیمارستان. تو بیمارستان، دکتر اومد سر تخت مریضه و تا پسره را دید گفت: «آه ... این که پسر منه؟!» بعد دخترم پرسید: «دکتر چیه پسره میشه؟

این معما را قبلاً هرگز نشنیده بودم. شروع کردم به فکر کردن: چون گفته «این که پسر منه» باید پدرش باشه؛ ولی پدرش که تصادف کرده و مرده، پس روح پدرشه. با خوشحالی رو کردم بهش و گفتم: «روح پدر پسره است.» دخترم با عصبانیت گفت: «بابا....... گفتم که باباش تو تصادف کشته شده. نمیشه که.»

داشتم فکر می­کردم چی بگم که خانم­ام گفت: «خوب حتماً پدر بزرگ پسره دکتر بوده و تو بیمارستان کار می­کرده حالا اومده سروقت مریض تصادفی و دیده که نوه­اشه. و چون پدر بزرگ­ها هم به نوه شون میگن پسرم، پس دکتره حتما پدر بزرگشه دیگه. آره؟». من هم حرف خانم­ام را تایید کردم و گفتم: «خودشه. جوابش همینه.» باز دخترم گفت: «نه خیر. پدر بزرگش نیست.»

چند دقیقه­ای فکر کردم. وقتی دیگه ناامید شدم به دخترم گفتم: «این معما سرکاریه. هیچ جوابی نداره. اگر راست میگی خودت بگو دکتر کی بود!». با عصبانیت و با صدای بلند گفت: «چرا همش فکر میکنین فقط مردا می­تونن دکتر باشن؟!» این را که گفت خیلی تعجب کردم و گفتم: «منظورت چیه؟» بعد با همان لحن عصبانی ادامه داد: «خوب دکتره مادرِ پسره بود که تو بیمارستان کار می­کرد دیگه.»

انگار واقعاً سطلی بزرگ آب یخ ریخته باشند روی سرم. دهنم از تعجب و از پاسخی که از این یک دختربچه شنیده بودم وا ماند. چرا من؟ چرا منی که مثلا زبانشناسم و سالهاست رو تحلیل گفتمان و روی زبان و ایدئولوژی و جنسیت کار می­کنم باید این اشتباه را مرتکب بشوم؟ در آن لحظه بود که فهمیدم مردسالاری تا چه اندازه عمیق، چه اندازه نامرئی و چه اندازه دست نیافتنی است. شاید بهترین توصیف را از این وضعیت، میشل فوکو به دست داده است؛ آنجا که می­گوید: «هنگام تفکر درباره­ی سازوکارهای قدرت، به شکل مویرگوارِ حضورش می اندیشم، به نقطه­ای که قدرت در نسوج اشخاص رسوخ می­کند، بدن­هایشان را لمس می­کند، و خودش را به درون اعمال و رفتارهایشان، گفتارهایشان ... و حیات روزمره­شان تزریق می­کند» (1980،39).

 

جوکی گفتمانی

ترجمه فارسی جوک زیر را قبلا تو وبلاگ گذاشتم. بعد از مدتی بعضی از دوستان اصل انگلیسی آن را خواسته بودند که متاسفانه گمش کرده بودم. امروز تصادفی پیداش کردم. این هم آدرسش (اگر احیاناً برای ارجاع دادن لازم شد).

http://www.islamcan.com/islamic-jokes.shtml

A man is taking a walk in Central park in New York. Suddenly he sees a little girl being attacked by a pit bull dog . He runs over and starts fighting with the dog. He succeeds in killing the dog and saving the girl's life. A policeman who was watching the scene walks over and says: "You are a hero, tomorrow you can read it in all the newspapers: "Brave New Yorker saves the life of little girl" The man says: - "But I am not a New Yorker!" "Oh ,then it will say in newspapers in the morning: 'Brave American saves life of little girl'" – the policeman answers. "But I am not an American!" – says the man. "Oh, what are you then? " The man says: - "I am a Saudi !" The next day the newspapers says: "Islamic extremist kills innocent American dog.

سه مقاله از خانم دکتر غیاثیان

سه مقاله از دوست و همکار خوبم، خانم دکتر غیاثیان، که توصیه می کنم بخونید:

۱. بازتاب نگرش فرهنگی غرب نسبت به ایران در ساختهای زبانی نشریات انگلیسی زبان

۲. "ما" و "آنها": تصویر سفیدپوستان و مسلمانان در نشریات غرب پس از یازده سپتامبر

۳. رویکردهای غالب در تحلیل گفتمان انتقادی

گفتمان سیاسی در روسیه

مقاله ای تحت عنوان «تثبیت معنا: صدای چندگانه هژمونی پسالیبرالی در روسیه» را می توانید در لینک زیر دانلود کنید. به لحاظ روشی مقاله ی خیلی خوبی در خصوص تحلیل گفتمان سیاسی است.

http://johannes-angermueller.de/pub/html/Angermueller2010FixingMeaning.html



تحلیل گفتمان التماسهای پایان ورقه امتحان

مقاله دکتر حسرتی و خانم محمدزاده در خصوص التماس نمره بعضی از دانشجویان در پایان ورقه های امتحانی در دو دانشگاه در مجله مطالعات انتقادی گفتمان را می تونید در لینک زیر پیدا کنید. اصل مقاله را نتونستم بخونم ولی چیکیده اش اونجا هست. از خانم چوبساز هم ممنونم که لینکش را فرستادند.

http://www.tandfonline.com/doi/abs/10.1080/17405904.2012.659444

 

تحلیل گفتمان انتقادی و تاریخنگاری

قابل توجه دوستانی که در پی به کاربردن تحلیل گفتمان در رشته تاریخ هستند. کتاب جدیدی تحت عنوان تحلیل گفتمان انتقادی در تاریخنگاری منشر شده است که اگر بشود پیداش کرد خیلی می تواند راهگشا باشد. برای مطالعه مشخصات کتاب به لینک زیر مراجعه کنید: http://www.palgrave.com/products/title.aspx?pid=500351

اسلام سیاسی در ایران: دکتر حسینی زاده

کتاب اسلام سیاسی در ایران که دوست خوبم جناب دکتر حسینی زاده عضو هیات علمی گروه سیاسی دانشگاه مفید نوشتند اولین کتابی است که به شکل جامع شکل گیری و گسترش و استقرار اسلام سیاسی در ایران معاصر در قالب نظریه گفتمان لاکلا و موف می پردازد. نقد و معرفی مختصری بر این کتاب توسط آقای حامد زارع نوشته شد که در آدرس زیر می توانید آن را بخوانید:

http://www.aftab.ae/articles/art_culture/issue/c5c1227439268_islam_siyasi_dar_iran_p1.php

مطالعات تاریخی و تحلیل گفتمان

پی گیری ارتباط تحلیل گفتمان و مطالعات تاریخی در ابتدا با مباحثی که با دوستان تاریخی ام از جمله جناب دکتر حضرتی داشتم شروع شد. بعد پست مختصری در همین وبلاگ گذاشتم که ظاهرا باعث شد بحث در میان پژوهشگران و دانشجویان تاریخ جدی تر پی گیری شود. بعد از آن به ابتکار گروه تاریخ دانشگاه الزهرا سلسله سخنرانیهایی در همین راستا ترتیب داده شد که اولین سخنرانی را جناب دکتر حسین علی نوذری انجام دادند و دومین اش به عهده من گذاشته شد. متن سخنرانی را خانم کشاورز زحمت کشیدند ضبط کردند و خلاصه اش را جناب دکتر فراهانی منفرد روی وبسایت شخصی شان گذاشتند که از ایشان تشکر می کنم. علاقمندان می توانند به آدرس زیر مراجعه کنند:

http://www.fmonfared.com/Posts.aspx?pid=246

 

تحلیل گفتمان و تاریخ

یکی از بازدیدکنندگان سوالی درباره رابطه روشهای تحلیل گفتمانی و مطالعات تاریخی مطرح کرد. مایلم نکاتی را در این خصوص عرض کنم.

در این که روشهای تحلیل گفتمانی می تواند در سطوح مختلف به مطالعه تاریخ کمک کند تردیدی نیست. هر جا که به نوعی با کاربرد زبان سروکار داشته باشیم تحلیل گفتمانی می تواند به کمک ما بیاید. با توجه به این که در مطالعات تاریخی نیز همیشه با شواهد تاریخی ای سروکار داریم که در قالب زبان بیان شده اند نیاز داریم قبل از هر چیز درباره ماهیت زبان و معنا و این که رابطه واقعیت و زبان به طور کلی و رابطه واقعیات تاریخی و زبان چیست بیاندیشیم. چون تحلیل گفتمان در حقیقت یافتن معانی پنهان در متن است این روش می تواند به راحتی برای متون تاریخی نیز به کار گرفته شود و نگاه ما را نسبت تاریخ گذشته دگرگون سازد.

ادامه نوشته

تحلیل گفتمانی فیلمهای سیاسی-اجتماعی

  برای مشاهده مقاله "تحلیل گفتمانی فیلمهای سیاسی-اجتماعی: نگاهی به پارتی سامان مقدم" به آدرس زیر مراجعه کنید.

http://www.sid.ir/fa/VEWSSID/J_pdf/74913860901.pdf