حج نگاری: 5. منطقه امن
ناراحت بودیم که از مدینه دور میشویم ولی اتفاق دیگری افتاده بود که برای ما تازگی و هیجان داشت. یکی دو ساعت قبل از بیرون آمدن از هتل، همگی غسلی کرده بودیم و لباس احرام به تن کردیم (البته هنوز مجاز نبودیم رسماً نیت احرام کنیم؛ فقط لباسش را پوشیدیم). خانمها راحت لباس احرامشان را پوشیدند چون مثل لباسهای معمولیشان بود. فقط یکدست سفید بود. البهوی (لابی) هتل پر شده بود از زنهای سفیدپوش. زنها تو این لباس واقعاً زیبا شده بودند (استغفرالله). واقعاً راست گفتند که «زنها فرشتهاند.»
اما من چطور باید دو تکه حوله را حجاب تنم قرار میدادم. رفتم سراغ مدیر کاروان و از او پرسیدم:
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۳ ساعت 1:19 توسط علی سلطانی
|