«یه حبه قند» تلخ و شرین بود. «یه حبه قند» یک شعر سینمایی است و میرکریمی شاعرش. برای اولین بار بعد از سالها هوس کردم یک فیلمی را دوبار برم ببینم. البته هجوم تعداد زیادی شخصیت در فاصله ای  کوتاه بدون این که فرصت پیدا کنی قبلی ها را بشناسی کمی باعث سردرگمی در بیست دقیقه اول فیلم می شود و خیلی باید دقت کنی تا بتوانی به رمزگان فیلم دست پیدا کنی ولی وقتی ناگهان متوجه می شوی ناگزیر اشکت سرازیر میشه. اگرچه حل پیچیدگی های نشانه شناختی فیلم کمی آدم را به زحمت می اندازد ولی حلاوتی در آن هست که مثل حلاوت حل کردن یک مسئله ریاضی است.